بسیاری از هوادارن بیامو در اروپا، M3 نسل اول سری E30 را یک محصول تاریخساز در دنیای خودروهای اسپرت میدانند.


تولیدات سری M بیامو با M1 در کلاس سوپراسپرتهای لوکس آغاز شد؛ اما با عرضهی M3 در اواسط دههی ۸۰ میلادی به شهرت جهانی و تولید انبوه رسید. در آن زمان، دپارتمان M، مخصوص مسابقات سرعت بود و خودروهای بیامو را برای رقابتهای مختلف، تجهیز میکرد. طبق قانون فدراسیون جهانی اتومبیلرانی (FIA) خودروسازان برای حضور در رقابتهایی مثل کلاس A، باید محصولی مشابه نمونهی مخصوص مسابقه را با استاندارد جاده و تیراژ بیش از ۵ هزار دستگاه تولید میکردند. این شرایط، مهمترین دلیل بیامو برای رونمایی از M3 در سال ۱۹۸۶ بود.
نویسندهی تاپگیر به تازگی نسخهای کاملا سالم از M3 نسل اول را بررسی کرده است. ترجمهی متن در ادامه ارایه میشود؛ همچنین فیلم دوبله فارسی از آزمایش مدل بازتولیدشده M3 کلاسیک با موتور جدید، قابل مشاهده است.
این عشق سالها پیش آغاز شد. هر صبح در مسیر رفتن به محل کار، از کنار یک بیامو M3 سری E30 رد میشدم. چیزی در خطوط بدنه، طرز ایستادنش، کمال جزئیات، شبکه رادیاتور کلیوی (یادتان میآید؟) و اتاق مکعبیاش مرا مجذوب خود کرد. این خودروی خاص بود که عشق مرا به ماشینهای قدیمی به طور کلی و به مدل M3 به طور خاص برانگیخت.
برای من، این خودرو به سرعت به آرزوی نهایی تبدیل شد. محصولی که بیش از هر چیز دیگری میخواستم صاحبش باشم. اما واقعیت تلخ بود – این خودروها امروز قیمتهای عجیبی دارند. با این حال، یک E30 استاندارد به زندگی من وارد شد. البته یک مدل تولید محدود کلکسیونی. یکی از تنها ۴۰۰ دستگاه تولید شده.
سوال اینجاست: آیا این میتواند نمادینترین خودروی بیامو باشد؟ به شهرت افسانهای آن فکر کنید که بر پایه موفقیتهای خیرهکنندهاش در مسابقات موتوراسپورت بنا شده. حتی امروز، سی سال پس از ترک پیستهای مسابقه (که احتمالاً با آه آسودگی رقبا همراه بود)، هنوز هم موفقترین خودروی تورینگ تاریخ محسوب میشود.
جالب اینجا است که مدلهای جادهای صرفاً برای تأییدیه مسابقات ساخته شده بودند. این اصالت واقعی در موتوراسپورت است. در ابتدا قرار بود تنها ۵۰۰۰ دستگاه تولید شود. بیامو به شدت در برآورد تقاضا برای این خودرو اشتباه کرد. تا پایان تولید در سال ۱۹۹۴، بیش از ۱۵۰۰۰ دستگاه M3 تولید شد.
همه آنها یکسان نبودند. در مجموع ۱۲ مدل M3 سری E30 وجود داشت، از مدل استاندارد ۲۰۰ اسببخاری سال ۱۹۸۶ تا مدل ۲٫۵ لیتری ۲۳۰ اسببخاری Evo III سال ۱۹۹۰. بیامو یک سری محدود ۵۰۵ دستگاه از مدل Evo II را برای بزرگداشت موفقیت رانندگان مسابقات خود، تولید کرد. ۴۸۰ دستگاه به نام چچوتو و تنها ۲۵ دستگاه به نام راوالیا که مخصوص بازار بریتانیا بود.
و امروز یکی از آنها مال من است. وقتی آن را در کنار جاده میبینم، هم هیجانزدهام و هم کمی ترسیده. عصبی هم هستم. رانندگی با این خودرو همیشه رویای من بوده، اما بعد از این تجربه، سوار شدن به ماشین خودم چه حسی خواهد داشت؟
به عنوان یک انگلیسی، کاملاً فراموش کرده بودم که تمام مدلهای اصلی M3 سری E30 فرمان چپ هستند. این نیاز به یک تنظیم کوچک داشت، همانطور که متوجه شدم جعبه دنده آن از نوع dogleg است. البته ۲۱۵ اسببخار در روزگار امروز عدد چشمگیری نیست، اما موتور ۲٫۳ لیتری S14 به عنوان یکی از بهترینهای تمام دوران شناخته میشود. انتظار یک تجربه انفجاری را داشتم.
فکر نمیکنم تا به حال اینقدر از رانندگی یک خودرو خوشحال شده باشم. گونههایم دردگرفته، آن لبخند احمقانه روی صورتم. عاشق سبکی آن هستم، دید عالی از داخل کابین، چالش تعویض دنده و فرمان با زاویه خاص. اما آن عملکرد قوی کجاست؟ واقعاً باید دنبالش بگردی. راوالیا حتماً در همه جا پدال را تا ته میفشرده است!
اما این شاسی، بالانس و فرمان فوقالعاده بود که M3 سری E30 را به چنین خودروی قدرتمندی تبدیل کرد و شهرتی ۳۶ ساله برایش به ارمغان آورد. البته از آن زمان تاکنون راه زیادی آمده است. قدرت بیش از دو برابر شده، بیامو با موتورهای شش و هشت سیلندر، توربوشارژر و حتی سیستم چهارچرخ محرک آزمایش شده است. اما اینها یک افسانه نمیسازند. برای ساختن یک اسطوره، باید به مسابقات بروی.
در نهایت؟ گفتنش شاید کفرآمیز باشد، اما این خودرو مرا کمی ناامید کرد. در واقع با احساسی دوگانه از آن پیاده شدم، با این فکر که شاید مدلهای جدیدتر و کمتر افسانهای M3 لذت رانندگی بیشتری داشته باشند. پس موضع نهایی من چیست؟ میتوانم برای هر دو طرف بحث دلیل بیاورم. بسیار خوشحالم که این فرصت را داشتم، با لبخندی بزرگ و این آگاهی که یک نماد دهه ۸۰ را راندهام. اما بازگشت به ماشین مدرن خودم آن فاجعهای که تصور میکردم نبود.
source